مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
341
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
پدرش با او بسخن درآمد . او گفت : هرگز اين كار نخواهم كرد . اگر تو مرا در اين كار مقهور كنى ، خويشتن بكشم . چون اردشير ، پسر سيف اعظم شاه ، نام حيات النفوس بشنيد ، پدر خود را بر او آگاه كرد . پدر به حالت او بنگريست و برو رحمت آورد و او را تزويج حيات النفوس وعده داد . پس از آن وزير خود را